محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

107

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( لا يعجزه شئ منها طلبه ، و لا يمتنع عليه فيغلبه ، و لا يفوته السريع منها فيسبقه . . . و ضره ) او ذاتا توانا است و هيچ نيرويى جز از او و به او نيست . همگان نزد او فروتن هستند و هيچ مانعى در برابر خواسته‌هايش نيست و در انجام هيچ كارى به ياريگرى نياز ندارد . ( و لا كفؤ له فيكافئه و لا نظير له فيساويه ) اگر دو خداوند در هستى بود و هيچ يك نتوانست بر ديگرى چيره شود ، در اين‌صورت صفت خدايى از هر دوى آنها نفى مىشود ؛ زيرا هر دوى آنها ناتوان گشته‌اند . همچنين اگر در مبارزه ، همديگر را نابود كنند ، در اين‌صورت نيز هيچ يك خدا نيستند . ملا صدرا در كتاب اسفار به تفصيل در اين‌باره صحبت كرده است . ( هو المفني لها بعد وجودها حتى يصير موجودها كمفقودها ) او پديده‌ها را به‌وجود مىآورد و سپس فانى مىسازد و تنها محضر كريمانه وى جاودانه است . بديهى است كه از بين بردن ساده‌تر از ايجاد كردن است و خراب كردن آسان‌تر از ساختن است . دليل نامبرده را مىتوان براى رد اين گفته آورد كه ماده ازلى است و آغاز و پايانى ندارد . ( و كيف لو اجتمع جميع حيوانها من طيرها و بهائمها و ما كان من مراحها و سائمها . . . إنشائها ) چگونه مادىگرايان فناى هستى را نفى مىكنند ؛ در حالىكه خود مىدانند اگر همه موجودات زنده گرد هم آيند و با همه تلاش خود بخواهند پشه كوچكى را بيافرينند ، ناتوان و خوار بازخواهند گشت . بنابراين ايجاد هر چيزى سخت‌تر از نابودى آن است . خداوند مىفرمايد : « اى مردم مثلى زده شد پس بدان گوش فرا دهيد ، كسانى را كه جز خدا مىخوانيد هرگز [ حتى ] مگسى نمىآفرينند ، هرچند براى [ آفريدن ] آن اجتماع كنند و اگر آن مگس چيزى از آنان بربايد نمىتوانند آن را بازپس گيرند ، طالب و مطلوب